دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
366
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ملّا عبد الرزاق لاهيجى شاگرد نخبهء ديگر ملا صدرا ، عبد الرزاق بن على لاهيجى ملقب به فياض نيز داماد استاد بود و با او نسبت داشت . تاريخ تولد او معلوم نيست و براى تاريخ فوتش هم چندين تاريخ ارائه شده كه از ميان آنها سال 1072 / 2 - 1661 محتمل به نظر مىرسد « 1 » . لاهيجى بيشتر بهعنوان يك نفر متكلم شهرت دارد كه حاشيه بر شرحهاى مختلف تجريد نصير الدين طوسى به نام شوارق الالهام دارد كه خود شرحى مستقل بر تجريد است و نيز دو اثر فارسى به نامهاى سرمايه ايمان و گوهر مراد نوشته كه گوهر مراد شايد يكى از بهترين آثار كلامى شيعه در عهد صفويه باشد . ليكن اين آثار كه آثار كلامى هستند با حكمت نيز كه لاهيجى در آن بسيار چيرهدست بود ، درآميخته است . در واقع در دوران صفويه كلام به تنهايى رشد پيدا نكرد چون گسترش آن در چارچوب حكمت صورت گرفت . اكثر حاشيهها و شرحهاى تجريد نظير آثار خفرى بيشتر به سنت حكمت وابستهاند تا خود كلام ، و اكثر مجادلات واقعى كلامى در لابلاى صفحات آثار حكمت مخصوصا آثار مكتب ملا صدرا ديده مىشود . لاهيجى براستى نوعى از كلام را پيش گرفت كه اساسا با حكمت فرق داشت ولى در آثار شناختهشدهاش همچون گوهر مراد از تعاليم مكتب ملا صدرا تبعيت نكرد ، چنانچه در مورد وحدت وجود و تهذيب قوه خيال نيز اين راه را در پيش گرفت . به سخن ديگر ، او اين نكات را به نحوى به تأييد نشاند كه نشانگر اوضاع ناملايم آن زمان براى ارائه نظريات ملا صدرا باشد و در واقع به ناچار براى سازگارى با مذاق علمائى كه در اين دوره علنا و شديدا به تنقيد از صوفيان و عرفا مىپرداختند آن را با نوعى كسوت كلامى پوشاند . معهذا لاهيجى آثارى را از خود به يادگار گذاشت كه كاملا به سنت حكمت تعلق داشتند همچون حدوث العالم شرحى بر هياكل النور سهروردى و الكلمة الطيبه كه با نظريات ملا صدرا و مير داماد در باب اصالت وجود و اصالت ماهيت سروكار داشت . همه اين آثار نشانگر استادى لاهيجى در حكمت و شاگردى او در محضر ملا صدرا است . لاهيجى همچون مير داماد و ملا محسن فيض ، شعر نيز مىگفت و اشعار او در سطح و الا حاوى ابيات بسيار زيبائى است . ديوان او حدود شش هزار بيت دارد كه نسخه خطى كامل آن را مىتوان در كتابخانه آستان قدس رضوى در مشهد پيدا كرد و اين اشعار رويه ديگر شخصيت او را كاملا نشان
--> ( 1 ) - نگاه كنيد به تبريزى ، ريحانة الادب ، جلد 3 ، صص 4 - 233 و شيرازى ، الشواهد ، مقدمه ، صص 102 - 99 .